تبليغاتX
نامه ای برای تو

نامه ای برای تو

به این اخلاق مزخرفمان فکر می کنم ، که فقط ترحم کردن برایمان مهم است! قهرمان هایمان را هم آنقدر حقیر می کنیم ، که در نقطه ی اوج داستان به التماس می افتند!

قهرمانمان را ،

برای گریه ی مردم را در آوردن ،

تا حد افکار احمقانه ی خودمان پایین می آوریم! آنقدر که خودمان هم بیشتر از ۱۰ روز نتوانیم تحملش کنیم!

حسین حسین به سر و سینه بزنیم ... فقط همین!

و مداح بی خردی ، فریاد بزند

 " اونایی که نوزاد تو بغلشونه بچه ها رو رو دست بگیرند ... به یاد علی اصغر، وقتی امام حسین گفت به من رحم نمی کنید به این بچه رحم کنید و آب بدهید"

و عجیب نیست از ملتی که قهرمانش التماس می کند این حقارتها و ذلتها!

و عجیب تر اینکه همه می گویند "دشمن" می خواهد با تحریف واقعه ، واقعیت های مارا بگیرد! و جالبتر اینکه هیچ کدام نمی فهمیم سالهاست حقیقتمان از دست رفته است ، از روزی که خودمان نقش دشمن را گرفتیم ، از روزی که خودمان دلیرانه ، حسین را به زانو در آوردیم و دلمان سوخت برای "زیبایی" عباسی که از دست رفت!

و هیچ قسمتی مثل آن " یا لیتنی کنا معک " منزجر کننده نیست!

مدتی است فکر می کنم خوب شد ما نبودیم ، ۵۰ میلیون مخ less برای کشتن حسین ، جمعیت کمی نیست!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:10  توسط هدیه  | 

پاییز ِ طولانی ِ امسال، عاقبت تمام شد!
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:14  توسط هدیه  |