تبليغاتX
نامه ای برای تو

نامه ای برای تو

تولد ... كلمه ي عجيبي ست...و اتفاقي غير منتظره
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 17:36  توسط هدیه  | 

من فقط در روزها قدم می زنم ، و کاری نمی کنم ،

                   و فرصتها را نظاره می کنم که از دست می روند

          و من که « رشد » را تا اطلاع ثانوی تعلیق کرده ام !

 و خودم هم ، که در نفهمی غرقم!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 12:11  توسط هدیه  | 

از بهشت زهرا تا شمال

از نمی دانم کی ، تا یک و نیم  در تخت غلت می زنی و غلت می زنی و لوله می شوی ، و دایره ، مثلث و آخرها دیگر ذوزنقه ،

و فکر می کنی که به زمین رسیده ای از بس که ساییده شده تخت ،

از یک و نیم تا ۲ خواب و بیداری و واقعیت در میان لحاف ِ کرسی ِ همسایه پیچیده است ، و تو آنقدر سرت گیج می رود که نمی توانی نجانش دهی .

حدود ۲ و یک ربع ، دو ربع ، دیگر همه چیز زندگی در راه معده تا دهانت بالا و پایین می رود  و تو ، در راه تخت تا ... جهنم !

از نمی دانم کی ، خود را از حفره ی تخت بیرون می کشی و به کاناپه می رسانی ، جایی تازه برای حفر !

بعد دیگر طاقتت تمام می شود و می روی تا دیگران را در دانستن خبر مرگت شریک کنی ،

طول می کشد تا بفهمند مچاله ای که پایین تختشان افتاده کیست ، چه می گوید !

بلند می شود ، معاینه ، معاینه ، و " آپاندیسیت " !

 و قرص و قرص و راه کار ، و تو عجیب از مردن باز می مانی !

نمی دانم شوخی است یا موزیسین " هجوم دوباره ی مرگ " شده ام!

و صبح ... نسبتا آرام است !  و مسافرت دسته جمعی ِ هفتاد سال مراد ، این بار جان سالم به در می برد !

از بهشت زهرا به شمال می رسی !

( ۵:۲۴ صبح ـ چهارشنبه )

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 8:32  توسط هدیه  | 

عشق بازی و جوانی و شراب لعل فام

مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 20:42  توسط هدیه  | 

[آدمها خودشون  زندگی شون رو از پیشرفت خالی می کنند.]

امروز تیم والیبال قهرمان شد ، ۲، ۳ هفته پیش بسکتبال .

فوتبال عزیز ، رفت ، افتضاح به بار آورد و داغ قهرمانی رو مثل همیشه به دل مردم گذاشت! بعد هم عزیزان توپ طلایی تقسیم کردند به افتخار خودشون!

دیشب اخبار ورزشی ، از یک مصوبه ی غرور آفرین در فدراسیون فوتسال خبر داد :

مربیان خارجی تیم ها ، بعد از دو سال باید زبان فارسی یاد بگیرند و بعد از این مدت ، حق استفاده از مترجم رو ندارند (!!)

نمی دونم، شاید فکر کردند مشکل ورزش با زبان فارسی یاد گرفتن حل می شه

شاید اشتباها فکر کردند زبان خودشون کامله

و یه فرض محتمل تر هم هست : اصلا فکر نکرده اند!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 15:31  توسط هدیه  | 

چقدر تابستان طولانی شده! چقدر حتما پاییز بعدش هم طولانی خواهد بود!

چقدر همه چیز این هفته ها کهنه شده ، قراضه و به درد اوراق کردن!

من هم خسته شده ام ، اسقاطی شده ام!

اخ!

این حرفهای برای نگفتن! عاقبت آدمها را خفه می کند

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 14:44  توسط هدیه  | 

Your email has won

اين سوالو مي پرسم كه بدونم عكس العمل چند درصد آدمها مثل منه؟

اگر در يك بعد از ظهر خسته كننده ي تابستاني ، از فرط كسالت تصميم بگيريد ايميل چك كنيد ، و ناگهان

با يك ميل از طرف كمپاني موتورولا رو به رو شويد كه گفته

اين ايميل براي آگاهي دادن به شماست ، مبني بر اينكه شما در قرعه كشي آن لاين ما برنده ي ۲۰۰،۰۰۰ پوند شده اید ،...

چه کار می کنید؟

( من خواهرمو صدا کردم و کلی با هم خندیدیم!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 17:31  توسط هدیه  |